تاریخ یک باشگاه را فقط جشن پس از گل نمیسازد؛ اندیشهای که به خلق آن گل منجر میشود و نحوه اجرای آن نیز اهمیت دارد. وینسنت کمپانی هوایی تازه به بایرن مونیخ آورده است. سرمربی بایرن که حالا عنوان مربی سال آلمان را نیز به دست آورده، ضمن ایجاد ثبات و توازن، انرژی تازهای به تیم بخشیده است. او ساختن تیمی را آغاز کرده که در تاریخ پرافتخار باشگاه، در زمره بهترینها قرار میگیرد.
هرکس کمپانی را بشناسد، خیلی زود متوجه میشود که او فقط یک نابغه تاکتیکی نیست. تا همین چند سال پیش، کمپانی مدافعی در کلاس جهانی و رهبری همدل در زمین بود. او این ویژگیها را در دوران مربیگری نیز حفظ کرده و حتی پرورش داده است. کمپانی همانند دوران کاپیتانیاش، اکنون با تکتک بازیکنان، اعضای کادر فنی و کارکنان باشگاه بهگونهای صحبت میکند که احترام و قدردانیاش واقعی و ملموس باشد. زیر نظر او، همه اطمینان دارند که در موفقیت بایرن مونیخ سهم داشتهاند. همین فرهنگ و روحیه ویژه «میا سان میا» بنیان قدرتهای بایرن کنونی را تشکیل میدهد.
کمپانی در سال ۲۰۲۴ با ورود به مونیخ، چیزی را به تیم بازگرداند که مدتها بدیهی تلقی میشد: باور. یوشوا کیمیش، کاپیتان تیم ملی آلمان و یکی از بازیکنان باسابقه بایرن که بیش از یک دهه در این باشگاه حضور داشته، فصل گذشته گفت این بهترین دورهای بوده که در بایرن تجربه کرده است؛ حتی بهتر از فصل سهگانه ۲۰۲۰. او از تیمی سخن گفت که «میتواند قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شود». این جملات نشان میدهد کمپانی چه چیزی به رختکن بخشیده است: باور به مسیری که تیم در آن قرار دارد و اعتماد بازیکنان به خودشان.
بایرن مونیخ زیر نظر کمپانی DNA خود را تکامل داده است: قدرت تهاجمی بهجای بازی برای تساوی، فوتبال شجاعانه بهجای احتیاط و تهاجم بهجای انتظار برای اقدام حریف. مونیخیها خطرناکترین تیم هجومی اروپا هستند، رکورد چند دههای گلزنی در بوندسلیگا را شکستهاند و با چنان بهرهوریای گل میزنند که کارشناسان آمار برای یافتن تیمی با عملکردی نزدیک به آنها ناچار شدهاند تا اعماق کتابهای رکورد پیش بروند. بایرن تنها در فصل ۲۰۲۵/۲۶ طی ۵۵ مسابقه رسمی ۱۸۴ گل به ثمر رساند که ۱۲۲ گل آن در ۳۴ دیدار لیگ ثبت شد.
پاسخی برای هر چالش
ویدئو: وینسنت کمپانی، سرمربی بایرن مونیخ، به پرسشهای هواداران پاسخ میدهد؛ همین حالا تماشا کنید!
فوتبال کمپانی تماشایی است، اما هرگز سادهلوحانه نیست. تیم او برای هر روش دفاعی حریف، راهحلی دارد. پرس از جلو؟ بایرن با جابهجاییهای مداوم و تغییر موقعیت بازیکنان، یارگیری نفر به نفر را بهقدری منظم از کار میاندازد که در تمام نقاط زمین برای حریف فضا ایجاد میشود. دفاع فشرده و عقبنشسته؟ شاگردان کمپانی فضا را کنترل میکنند، با حوصله ارتباطهای ترکیبی میسازند، حریف را از لاک دفاعی بیرون میکشند و درست در لحظه مناسب ضربه میزنند. پرس، ضدپرس و حرکتهای عمقی، اجزای یک سیستم خشک و تغییرناپذیر نیستند؛ بلکه بخشی از رویکردی پویا به شمار میروند که متناسب با هر حریف تنظیم میشود.
ذهنیت کمپانی در هر موقعیتی معطوف به حمله است. او گفته تفاوتی ندارد حریف در حال پرتاب اوت باشد یا بایرن از یک ضربه کرنر دفاع کند؛ فکر او همیشه به گلزنی مشغول است. تیمش نیز دقیقاً همین کار را انجام میدهد. آنچه از بیرون نمایشی تماشایی به نظر میرسد، در درون تیم حاصل دقت است.
ثبات و توازن، همراه با شور و احساس
بایرن مونیخ با هدایت کمپانی در کنار فوتبال تهاجمی، به توازن تازهای نیز رسیده است. این تیم اکنون میتواند بازی پرریسک را با پوشش دفاعی هوشمندانه ترکیب کند. کمپانی فلسفه خود را تکامل داده، بیآنکه از جوهره آن بکاهد. بایرن در هر مسابقه بوندسلیگا بهطور میانگین ۱۲۳ کیلومتر میدود؛ آماری در بالاترین سطح که شالوده پرس تهاجمی تیم است. کمپانی پس از مسابقات بزرگ دوست دارد بر مسافت طیشده تأکید کند؛ نه بهعنوان هدفی مستقل، بلکه بهمنزله نمادی از نگرش تیم: سخت کار میکنیم، یک متر بیشتر پیش میرویم و آن استارت اضافه را هم میزنیم.
ترکیب شفافیت تاکتیکی و توان بدنی، ثبات را به همراه آورده است. این بایرن میتواند از دشواریها عبور کند، بدون آنکه از هم بپاشد. واکنش موفق پس از هر ناکامی، به یکی از ویژگیهای شاخص تیم کمپانی تبدیل شده است.
انتخاب کمپانی بهعنوان مربی سال آلمان فقط نتیجه تاکتیکها، جامها و رکوردهای گلزنی نیست؛ شخصیت او نیز در این انتخاب نقش داشته است. سخنرانی بهیادماندنی کمپانی علیه نژادپرستی، که در آن آشکارا و با قاطعیت مقابل خصومت و تبعیض موضع گرفت، بازتابی بسیار فراتر از باشگاه داشت و بر بحثی اثر گذاشت که هم فوتبال و هم جامعه را در بر میگیرد.
کمپانی آرام، سنجیده و احساسی سخن گفت، اما هرگز خشمگین نشد. او در عین انتقاد، لحنی آشتیجویانه داشت. کمپانی داستان زندگی خود را بهعنوان مردی سیاهپوست از محلهای محروم و پرچالش، به یک پیام تبدیل کرد: پیشینه انسان نقطهضعف نیست، بلکه میتواند نقطهقوت باشد. آن سخنرانی نشان داد چه کسی کنار خط ایستاده است؛ مربیای بزرگ و انسانی اندیشمند.
بازیکنان کمپانی نیز دقیقاً همین نگرش را احساس میکنند. او وفادار است؛ در جمع از بازیکنانش دفاع میکند و پشت درهای بسته، انتقادهایش را شفاف و منصفانه مطرح میکند. وقتی شرایط دشوار میشود کنار تیم میایستد و هنگامی که اوضاع خوب پیش میرود، برای حفظ جایگاه گروه از کانون توجه فاصله میگیرد. کمپانی دیگران را تحسین میکند، بدون آنکه به دنبال جلب توجه برای خودش باشد. روحیه همبستگی برای او اصلی است که در عمل به اجرا درمیآید.
پس از حذف بایرن مونیخ مقابل پاریسنژرمن در لیگ قهرمانان فصل گذشته، کمپانی به لوئیس انریکه تبریک گفت، بهسوی سکوها رفت، هواداران و اعضای کادر تیم را تشویق کرد و سپس به رختکن رفت. رفتاری کاملاً آشنا از او: احترام به حریف، احترام به هواداران خودی و تمرکز بر آینده. کمپانی پس از آن گفت «توانایی ناامید ماندن برای مدتی طولانی» را ندارد و «از همین حالا برای مسابقه بعدی و فصل جدید انگیزه زیادی» احساس میکند. کمپانی همین است؛ شکست را میپذیرد، اما تسلیم آن نمیشود. بدون گلایه درس میگیرد و به مسیرش ادامه میدهد.
انتخاب کمپانی بهعنوان مربی سال آلمان با تمام این تصویر همخوانی دارد. بایرن فوتبالی رکوردشکن ارائه میکند و بسیاری این تیم را بهترین بایرن چند دهه اخیر میدانند. بازیکنان نیز با اشتیاق از همکاری مشترک صحبت میکنند. در مرکز همه این اتفاقات، مربیای قرار دارد که خودش را ستاره نمیداند. کمپانی بایرن را به همان چیزی بازگردانده که همواره میخواهد نمادش باشد: باشگاهی که قدرتش را از اتحاد میگیرد. مربی سال؟ بله؛ اما برای ما، کمپانی پیش از هر چیز مربیای است که با بایرن تناسب دارد و باشگاه هنوز برنامههای بزرگی را همراه او دنبال میکند.
توضیح میدهیم چرا هری کین شایسته عنوان بازیکن سال بود:








