تکلهای سهمگین، استارتهای مهارنشدنی و ضربههای کاتدار به گوشه دروازه؛ بایرن مونیخ همواره بازیکنانی با تواناییهای منحصربهفرد داشته که لحظاتی فراموشنشدنی خلق کردهاند. ساموئل کوفور یکی از همین بازیکنان بود؛ مدافعی که بهویژه مقابل ستارههای فوتبال جهان میدرخشید. این مدافع غنایی از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۵ در ۲۷۷ مسابقه رسمی برای پرافتخارترین باشگاه آلمان به میدان رفت و ۱۷ جام با بایرن به دست آورد. او امروز، ۳ سپتامبر، پنجاهمین سالروز تولدش را جشن میگیرد؛ تولدت مبارک، سامی!
خونسردی اشتفان افنبرگ برای به ثمر رساندن گل تساوی و مهارهای حماسی الیور کان در ضربات پنالتی، از صحنههای قهرمانی بایرن در لیگ قهرمانان برابر والنسیا هستند که برای همیشه در ذهن بسیاری از هواداران باقی میمانند. شاید سهم ساموئل کوفور در چهارمین قهرمانی بایرن در این رقابتها کمتر به چشم آمده باشد. مدافع میانی غنایی در ۲۳ مه ۲۰۰۱ و در ورزشگاه سنسیرو، صحنهای نمادین و ماندگار خلق نکرد، اما نمایش او طی ۱۲۰ دقیقه در خط دفاع سهنفره بایرن، بهخودیخود افسانهای بود. کوفور مانند تمام دیدارهای قبلی مرحله حذفی، از ابتدا تا پایان در زمین ماند و یکی پس از دیگری حملات حریف را متوقف کرد. او مهاجمان را تحت فشار میگذاشت، خود را به دل تکلها و نبردهای هوایی میانداخت و توپهای بیشماری را قطع میکرد. کوفور پس از مهار دوایت یورک و اندی کول از منچستریونایتد در مرحله یکچهارم نهایی و رائول و گوتی از رئال مادرید در نیمهنهایی، این بار جان کارو را از جریان بازی خارج کرد. مهاجم تنومند و ۱٫۹۶ متری والنسیا در دیدار نهایی تقریباً هیچ نقشی نداشت. «سامی» با وجود قد نسبتاً کوتاه ۱٫۷۸ متریاش، یک سر و گردن بالاتر از رقبا ظاهر شد. او چگونه مقابل ستارههای همدوره خود چنین موفق بود و چه ویژگیهایی سبک دفاعیاش را متمایز میکرد؟
کوفور هرگز از درگیری و تکل فرار نمیکرد؛ برعکس، به استقبال آنها میرفت، با جلو کشیدن و پیشدستی دفاع میکرد و با شدتی کمسابقه در تاریخ بایرن مونیخ، بدنش را در راه تیم به خطر میانداخت. او حتی در تمرینات نیز همینگونه بود. جیووانی البر که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۳ همتیمی او در بایرن بود، میگوید: «از تمرین کردن مقابل او متنفر بودم.» طبیعی است که چنین سبک بازیای خطرهایی نیز به همراه داشت؛ کوفور با هشت اخراج، رکورددار بیشترین اخراج با پیراهن بایرن مونیخ است. با این حال، هواداران و مدیران باشگاه این اشتباهات را بهراحتی میبخشیدند. اولی هوینس میگوید: «وقتی بازیکنی مثل سامی اینطور محکم وارد دوئلها میشود، طبیعی است که گاهی اشتباه هم بکند.» بهخصوص اینکه کوفور همواره در مسابقات بزرگ با تمرکز کامل ظاهر میشد.
تواناییهای جسمانی چشمگیر، یکی از مؤلفههای اصلی بازی کوفور بود. شتاب و چابکی فوقالعادهاش به او اجازه میداد حتی مقابل بازیکنانی که از نظر فنی برتری داشتند، کم نیاورد. قدرت پرش استثنایی او نیز باعث میشد در نبردهای هوایی برابر بازیکنانی مانند کارو بهراحتی مقاومت کند. جای تعجب نداشت که همین ویژگی، بهویژه روی ضربات ایستگاهی، او را به تهدیدی دائمی برای دروازه حریفان تبدیل کرده بود. شش گل از مجموع ۱۰ گل کوفور برای بایرن با ضربه سر به ثمر رسید. البته مهمترین گل او با سر نبود؛ کوفور در نوامبر ۲۰۰۱، در دقیقه ۱۰۹ وقت اضافه فینال جام بینقارهای برابر بوکا جونیورز، گل پیروزی را در شلوغی محوطه جریمه با پای راست به ثمر رساند.
سومین و شاید مهمترین دلیل درخشش کوفور در بزرگترین مسابقات، تعلق خاطر صددرصدی او به بایرن مونیخ بود. او در ۱۷سالگی به باشگاه مستقر در زبنر اشتراسه پیوست و بایرن برایش به خانواده دوم تبدیل شد. کوفور در سومین جشن از مجموع شش جشن قهرمانیاش، از بالکن شهرداری مونیخ فریاد زد: «Wir wollen rot-weiße Trikots!»؛ یعنی «پیراهنهای قرمز و سفید میخواهیم!» شکست لحظه آخری مقابل منچستریونایتد در سال ۱۹۹۹، عزم او را برای فدا کردن تمام توانش در راه بایرن بیشتر کرد. کوفور تلاش کرد آن تجربه دردناک را به بهترین شکل پشت سر بگذارد. برای رسیدن به این هدف، همه توانش را در زمین گذاشت و به یکی از اسطورههای بایرن تبدیل شد. باورکردنی نیست که او در ۳ سپتامبر پنجاهمین سالروز تولدش را جشن میگیرد. تولدت مبارک، سامی عزیز!







